تبليغاتX
آوای دل

آوای دل

عشق بافتن جامه ای است که تار و پودش رشته هایی از قلب ماست...

 

چرا مرا نمي کشد خداي چشم هاي تو

ميان آب و آتشم براي چشم هاي تو


قسم به ساحت غزل دقيقه اي هزار بار

دلم عجيب مي کند هواي چشم هاي تو


چقدر با ستاره ها به لحن آب و آيينه

شبانه حرف مي زنم به جاي چشم هاي تو


از آن شبي که ديدمت همان يکي دو قرن پيش

نشسته ام کنار دل به پاي چشمهاي تو


سکوت گاه گاه تو مرا شکنجه مي دهد

خدا کند که بشنوم صداي چشم هاي تو


اگر که شرم مي کنم بگويمت که شاعرم

ولي تمام اين غزل فداي چشم هاي تو


 

+ نوشته شده در جمعه 1384/10/30ساعت 11:17 PM توسط آوا |


 

عید بزرگ غدیر بر شما مبارک باد.

در پناه مولا علی(ع) پاینده باشید و شاد.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/10/29ساعت 0:0 AM توسط آوا |


 

یک نفس ای پیک سحری

 

بر سر کويش کن گذري

 

گو که ز هجرش به فغانم به فغانم

 

اي که به عشقت زنده منم

 

گفتي از عشقت دم نزنم

 

من نتوانم نتوانم نتوانم

 

من غرق گناهم

 

تو عذر گناهي

 

روز و شبم را

 

تو چو مهري و چو ماهي

 

چه شود گر مرا رهاني ز سياهي

 

چون باده به جوشم

 

در جوش و خروشم

 

من سر زلفت به دو عالم نفروشم

 

همه شب بر ماه و پروين نگرم

 

مگر آيد رخسارت در نظرم

 

چه بگويم چه بگويم به که گويم اين راز

 

غمم اين بس که مرا کس نبود دمساز

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1384/10/27ساعت 3:17 PM توسط آوا |


 

شبی  که آوای نی تو شنیدم

 

چو آهوی تشنه پی تو دویدم

 

دوان دوان تا لب چشمه رسيدم

 

نشانه اي از ني و نغمه نديدم

 

تو اي پري کجايي؟

 

که رخ نمي نمايي

 

از آن بهشتِ پنهان

 

دري نمي گشايي

 

من همه جا پي تو گشته ام

 

از مه و مهر نشانِ تو گرفته ام

 

بوي تو را زِ گل شنيده ام

 

دامنِ گل از  آن گرفته ام

 

دلِ من سرگشته تو

 

نفسم آغشته تو

 

به باغ ِ روياها چو گل ات بويم

 

بر آب و آيينه  چو مهت جويم

 

در اين شب ِ يلدا زِ پي ات پويم

 

به خواب و بيداري سخنت گويم

 

مُه و ستاره درد من مي دانند

 

که همچو من پي تو سر گردانند

 

شبي کنار چشمه پيدا شو

 

میان اشک من چو گل وا شو. 

+ نوشته شده در شنبه 1384/10/24ساعت 11:49 AM توسط آوا |


 

 

 

مرا که با تو شادم پريشان مکن

بيا و سيل اشکم به دامان مکن

بيا به زخم عاشقان مرحم

دل مرا يکدم زغم رها کن

من اي خدا به پاي اين پيمان

اگر ندادم جان مرا فنا کن

رميده جان و دل شکسته

منم به پاي تو نشسته

منم به ماتم جدايي

نشسته نا اميد و خسته

شکسته اي دل مرا  به من بگو

 چرا چرا به سنگ غم ها

ز دام حسرت کجا گريزم

که همچو مرغي شکسته بالم

نمي توانم سخن نگويم

اگر بپرسد کسي زحالم

فلک به سنگ کينه ها

شکسته قامت مرا

مگر چه کرده ام خدايا

شکسته سر شکسته پا

ز يار آشنا جدا

کنون کجا روم خدايا ؟؟؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1384/10/21ساعت 8:24 PM توسط آوا |


 

 

بر نگه سرد من به گرمي خورشيد

مي نگرد هر زمان دو چشم سياهت

تشنه اين چشمه ام چه سود خدا را

شبنم جان مرا نه تاب نگاهت.

جز گل خشکيده اي و برق نگاهي

از تو در اين گوشه يادگار ندارم

زان شب غمگين که از کنار تو رفتم

يک نفس از دست غم قرار ندارم.

اي گل زيبا بهاي هستي من بود

گر گل خشکيده اي ز کو ي تو بردم

گوشه تنها چه اشک ها که فشاندم

وان گل خشکيده را به به سينه فشردم.

آن گل خشکيده شرح حال دلم بود.

دل پر درد خويش با تو چه گويم؟

جز به تو از سوز عشق با که بنالم

جز ز تو درمان درد از که بجويم؟

من دگر آن نيستم به خويش مخوان

من گل خشکيده ام  به هيچ نيرزم

عشق فريبم دهد که مهر ببندم

مرگ نهيبم زند که عشق نورزم!

پاي اميد  دلم اگرچه شکسته است

دست تمناي جان هميشه دراز است.

تا نفسي مي کشم ز سينه پر درد

چشم خدابین من به روی تو باز است 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1384/10/20ساعت 11:59 AM توسط آوا |


چه ساده يگانه شديم.

چه ساده دل و دينم به دست تو دادم .

بی آنكه ديده باشمت يا حتی ... شنيدنی در كار باشد .

بی انكه حتی ...

                   -   نمی دانم ! -

 

ماندم اين همه دوری و اين همه احساس

ماندم از كجای اين بی سو آمدی ...

 

ديگر هيچ نمی دانم!

جز اينكه

 

هر چه از دلم می خروشد و از نگاهم می تراود ... عشق است و عاطفه !!

آنچه آرام و بی صدا بذرش در دلم پاشيدی ...

 

 

می دانم .... می دانم .... می دانم كه می خندی به عاشقانه های من ...

 

             اما بخند !

                   

                   بگذار سهم ساده من هم همين خنده های تو باشد ... !

+ نوشته شده در یکشنبه 1384/10/18ساعت 2:35 PM توسط آوا |



اگه تا روز قیامت داشتنت نباشه قسمت

چشم به راه تو میمونم با دلی پر از صداقت

اگه با اشکهای گرمم دل سنگ برام بسوزه

اگه جسم من بپوسه بعده دنیای دو روزه

اگه نقش قصه هاشی مه روی قله ها شی

بری و از من جدا شی اگه باشی یا نباشی

نه فقط عاشقت هستم مرحمی رو قلب خسته ام

این تویی که می پرستم سرسپرده تو هستم

اگه جای تو به این دل همه دنیا رو ببخشنند

میگذرم از هرچه دارم اگه باشی عاشق من

اگه زنجیره به پاهام اگه قفل و اگه صد بند

میرسم هر جا که هستی به تو و عشق تو سوگند

اگه باشی تاجی بر سر یا که از ذره ای کمتر

دل من داغ تو داره تا ابد تا روزه آخر

اگه با یک قلب تب دار بشم از عشق تو بیمار

یا وجود عاشقم را ببرم تا چوبه دار

اگه زندگیم فنا شه طعمه خشم خدا شه

یا که در حسرت عشقت روحم از بدن جدا شه

اگه قلبمو شکستی رفتی و از من گسستی

مهربون یا خودپرستی هر چه هستی هر که هستی

نه فقط عاشقت هستم مرحمی رو قلب خسته ام

این تویی که می پرستم تو بتی من  بت پرستم

                                                                                

+ نوشته شده در جمعه 1384/10/16ساعت 11:6 PM توسط آوا |


 

نگاه کن که غم درون دیده ام ،چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایه سیاه سر کشم،اسیر دست آفتاب می شود

نگاه کن تمام هستیم خراب می شود،شراره ای مرا به کام می کشد

مرا به اوج می برد،مرا به دام می کشد

نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب می شود

تو آمدی زدورها و دورها،زسرزمین عطرها و نورها

نشانده ای مرا کنون به زورقی ،زعاج ها،زابرها،بلورها

مرا ببر امید دلنواز من،ببر به شعرهاو شورها

به راه پر ستاره می کشانیم،فراتر از ستاره ها می نشانیم

نگاه کن من از ستاره سوختم،لبالب از ستاره گان تب شدم

چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل،ستاره چین برکه های شب شدم

چه دور بود بیش از این زمین ما،به این کبود غرفه های آسمان

کنون به گوش من دوباره می رسد،صدای توصدای بال برفی فرشتگان

نگاه کن که من کجارسیده ام،به کهکشان به بیکران به جاودان

کنون که آمدیم تا به اوج ها ،مرا بشوی با شراب موج ها

مرا بشوی با شراب موج ها،مرا بپیچ در حریر بوسه ها

مرا بخواه در شبان دیر پا،مرا دگر رها مکن مرا از این ستاره ها جدامکن

نگاه کن که موم شب به راه ما،چگونه قطره قطره آب می شود

صراحی سیاه دیدگان من ،به لای لای گرم  تو

لبالب از شراب خواب می شود،به روی گاهواره های شعر من

نگاه کن تو می دمی و آفتاب می شود

+ نوشته شده در دوشنبه 1384/10/12ساعت 0:23 AM توسط آوا |


ديوانه محبت جانانه ام هنوز

دست از دلم بدار كه ديوانه ام هنوز

عمري به گرد شمع جمال تو گشته ام

آتش نخورده بر پر پروانه ام هنوز

در خانه اي كه دوست وصل تو يافتم

چون حلقه بسته بر در آن خانه ام هنوز

زين خانه رم مكن كه زآهووشان شهر

كس جز تو ره نجسته به كاشانه ام هنوز

اي دوست قصه اي زمحبت بگو كه من

طفلم به طبع و طالب افسانه ام هنوز

+ نوشته شده در چهارشنبه 1384/10/07ساعت 11:49 PM توسط آوا |


 

 

يه پاييزه ديگه هم داره تموم ميشه. مواظب دلتون باشيد

 

که هميشه بهاري باشه. مراقب لطافت روح مهربونتون و

 

 دردهاي نگفته سازتون باشيد.

 

 

 

 

يلدا اومد اين شب تلخ براي من و شيرين و به ياد ماندني

 

 براي همه.

 

يلداي امسال غم داره. هر سال يلدا همراه بود با فال

 

حافظ و انار سرخ و هندوانه شيرين و آجيل و حرفاي قشنگ

 

مامان و نصيحتاي دلنشين بابا.

 

امسال همه اينا هست ولي مامان نيست. مامان گلم که پارسال

 

دقيقا يک روز بعد از يلدا يعني روز اول زمستون ما رو

 

ترک کرد و پيش خدا رفت.

 

امسال يلدا با غصه و اشک و آه و خاطات تلخ و شيرين

 

گذشته همراهه.

 

اميدوارم هيچکس تو زندگس غم نبينه. و اميدوارم روح

 

مامان خوبم آرامش داشته باشه.

 

مامان قشنگم يلداو اولين سالگرد پر کشيدنت  مبارک.

 

 

عمرتون صد شب يلدا    دلتون قد يه دريا

 

توي اين شباي سرما    يادتون هميشه با ما

 

 

 

يلداتون مبارک.

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/10/01ساعت 0:45 AM توسط آوا |


به نام نوازنده تار شکسته دل
سلام یاران
عاشقی دردی است که بی آن نه من و نه تو و نه هیچ انسانی که قلبی در سینه داشته باشد یارای گذر دوران زندگانی نیست. دردی است که زیبایی اش را چه آسان می توان در نگاه عاشق دید و نوای امید بخشش را در تپش قلب او شنید.
عاشقی زیباست همچون لحظه دیدار .عاشقی زییاست......


بخش اصلی سایت


HOME

E-Mail
BAHAR20


آرشیو مطالب

مرداد 1388

خرداد 1388

اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
اردیبهشت 1387
آبان 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384


لینک دوستان

روی قلب وحید<<حرف دل>>
بروبچ باحال
برگه های سپید
تحفه درويش
قلب شکسته
eYesHoT
نوت بوک مجانی می خواهی؟
واگویه ها
روز بارانی
عشق و نفرت
خيلي باحال
نوشته هاي من
عشق ممنوع
کلبه اي به اندازه ما دو تن
آسمان بي ستاره
عشق و شعر
کلبه عشق
فقط قناري نه چيز ديگه
آواي مهر
ماه شب شعر من
سلامم را تو پاسخگوی
اين بار تولد کي...؟
سایه ماه
گیلانه
طـــراح قـــالــب
*احساسی ترین نوشته ها*
کد نوحه برای وبلاگ
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
free cod music Weblog
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های فوق جدید بلاگفا


فالنامه

FreeCod Fall Hafez