![]() به نام نوازنده تار شکسته دل سلام یاران عاشقی دردی است که بی آن نه من و نه تو و نه هیچ انسانی که قلبی در سینه داشته باشد یارای گذر دوران زندگانی نیست. دردی است که زیبایی اش را چه آسان می توان در نگاه عاشق دید و نوای امید بخشش را در تپش قلب او شنید. عاشقی زیباست همچون لحظه دیدار .عاشقی زییاست......
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آبان 1386
مرداد 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 جستجو
پیوندها
بروبچ باحال
برگه های سپید تحفه درويش قلب شکسته نوت بوک مجانی می خواهی؟ واگویه ها روز بارانی عشق و نفرت خيلي باحال نوشته هاي من عشق ممنوع کلبه اي به اندازه ما دو تن آسمان بي ستاره عشق و شعر کلبه عشق فقط قناري نه چيز ديگه آواي مهر ماه شب شعر من سلامم را تو پاسخگوی اين بار تولد کي...؟ سایه ماه گیلانه :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
آوای دل
عشق بافتن جامه ای است که تار و پودش رشته هایی از قلب ماست... شکست غرور
ما دو تن مغرور
هجران
نامدي ! در رفتنت تنهاترين تا به کي در هجر تو جز غم نبينم؟ تا کجا بايد به دنبالت بيايم ؟ تا کجا در خلوت راهت نشينم؟ هر کجا هستي دعاي من به راهت جان فدا در دوريت شد دوريت را من نبينم.
آوای دل یک ساله شد.
بنام او که با تقديم شمس به فرياد مولانا رسيد. ياران ديرين و همدلان صميمي ام سلام يک سال پيش درست در چنين روزي خسته از نامرادي هاي دنياي فاني زماني که ياءس و نا اميدي تمام زندگي ام رو پر کرده بود. به دنياي شيرين و صميمي شما پا گذاشتم. زماني که فکر مي کردم دنيا به انتها رسيده و ديگه هيچکس نيست که من بتونم بهش تکيه کنم. کسي نيست که بتونم باهاش صحبت کنم و زخم هاي قلب و روح نا اميدم رو مرحم بذارم. شريک شدن غم ها و شادي هام با شما عزيزان باعث شد تا ديدم نسبت به زندگي عوض بشه و شريک شدن در غم ها و شادي هاي شما باعث تا بفهمم که فقط من نيستم که نامردي رو تجربه کردم. فقط من نيستم که غم از دست دادن عزيزترين موجود دنيا يعني مادر رو تجربه کردم. فقط من نيستم که رنج تنها بودن رو حس کردم. اينک که بر بام کلبه دلم شقايق هاي سرخ روئيده با دستهاي استواري آن را چيده و همراه با نسيمي دلنواز آن را به شما همراهان صميمي ام هديه مي کنم. از همه شما عزيزان که اين يک سال من رو با نظرات وپيشنهادات و همدردي هاي صميمانه خود تنها نگذاشتيد نهايت تشکر را دارم. از دختر خاله مهربانم غزل عزيزم که هيچوقت تنهام نميذاره و هميشه بهترين لحظاتم رو با او سپري مي کنم و صميمانه مي گم که واقعا دوستش دارم. از بسيم عزيزم که دوستش دارم و هيچوقت مهرش از دلم نخواهد رفت. وبهزاد عزيز که گرچه با رسيدن به عشق جديدش منو فراموش کرد ولي من هيچوقت فراموشش نمي کنم و هميشه ياد و خاطره اش با منه. از مهدي اسماعيلي عزيز که همواره مرا مديون محبت هاي بي دريغ خودش کرده.عاشق بي احساس(سرگردان) که اميدوارم از سرگرداني نجات پيدا کنه. ابوذرنصر (درويش) مهربان . سياوش اوستا داداش گلم(کلبه اي به اندازه ما دو تن) که هيچوقت نمي تونم محبت هاش رو فراموش کنم. . اميد( به چه خوش مي آيد اينجا بوي غم)عزيز که هميشه منو ياد مي کنه .عليرضا حسين زاده که اميدوارم هر چه زودتر پري قصه هاشو پيدا کنه. . جلال(هومن). و نويد مهربان (مجنون) که خدايش رحمت کند.و ما چند ماهه که بدون نويد روزگار مي گذرانيم. و از غم از دست دادنش مويه مي کنيم. نهايت تشکر رو دارم به خاطر تمام خوبي هايشان. واز همه دوستاني که اسمشون رو از قلم انداختم عذر خواهي ميکنم . قصور من رو ببخشيد. غزلي از پير مراد خواجه حافظ شيرازي که هميشه مرحمي براي دردهاي همه است را پيشکش مي کنم به وجود سبز شما ياران . هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از ياد من آن سرو خرامان نرود از دماغ من سر گشته خيال دهنت بجفاي فلک و غصه دوران نرود در ازل بست دلم با سر زلفت پيوند تا ابد سر نکشد وز سر پيمان نرود هر چه جز بار غمت بر دل مسکين منست برود از دل من وز دل من آن نرود آنچنان مهر توام در دل و جان جاي گرفت که اگر سر برود از دل و از جان نرود گر رود از پي خوبان دل من معذور است درد دارد چه کند کز پي درمان نرود هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان دل بخوبان ندهد وز پي ايشان نرود ايام به کامتان سبز باشيد و پاينده
سنگ صبور
امشب به لوح خاطر مغشوشم يادي از آن گذشته ي دور آيد زان دختري كه قصه ي ناكامي بر سنگ سخت تيره فرو مي خواند ليكن مرا چو دختر پندارم هم صحبتي و سنگ صبوري نيست ياري چه چشم دارم از اين ياران ؟ كاينان هزار صورت و صد رنگند اشكم ز ديده رفت و نمي دانم كاين اشك ها نثار كه م يبايد
|