تبليغاتX
آوای دل

آوای دل

عشق بافتن جامه ای است که تار و پودش رشته هایی از قلب ماست...

سپندارمذگان

ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است ...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 1387/11/26ساعت 5:32 PM توسط آوا |


 

 

هیچ اگر سایه  پذیرد ما همان سایه هیچیم

  بازم سلام  

امروز  به دنبال حس  جدیدی  دلم به نا کجا آباد سر زده است،بغض نا مردی در گلویم چنبره زده و اشکهایم در پی مسیر گونه پیدا می شوند....

باز هم دلم شور است....مثل همیشه...درست مثل قدیم...

راه رفتن روی ابرها نرم است ،اما سقوط هر لحظه ممکن ،بارها سقوط کردم و بارها دیگران باعث سقوط روح و احساسم شدند.

با دستهایم بال می زنم ولی پرواز را بلد نیستم ،هیچوقت بلد نبودم  یعنی هیچکس یادم نداد بال بزنم،فقط از سر دلسوزی مرا از زمین بلند کردن . گاهی وقتا هم با محبتهای الکی و حرفای بی خودی باعث شدن بیشتر به زمین بخورم  و حتا صدای شکستن  بالهای احساسم رو بشنوم،صدای خرد شدن  و ریز ریز شدن غرورم...خیلی وقتا با اینکه خودم بلد نیستم باعث شدم خیلی ها بال زدن و پریدن  یاد بگیرند.

دلم  حسابی پار ه پارست  از بسکه دادمش به این و اون به خاطر یه قطره محبت ،بارها بخشیدمش، یه دونست ،آخه هر آدمی یه دل که بیشتر نداره ولی بارها عین طفل یتیمی که به خاطر یه ذره محبت خودش رو به دامن هر کسی  می اندازه پی محبت اما بی خودی بود اشتباه کردم،هیچکس به فکر دیگری نیست  استفاده و لذت باید همراه باشه  هیچکس تو را تنها و به خاطر خودت نمی خواهد...

یادته اون وقتا با هم می گفتیم  باید  با هم باشیم تا نهایت زمانه تا باقی وجود تا انتهای عالم فانی که همه می روند عاشقانه بمانیم. می خواستیم از کران تا کران تا بلندای قله های سپید خوشبختی تا اوج آسمان با هان دستهایمان که حکم دو بال نازک را داشت پرواز کنیم ،با هم که بودیم خوشبخت بودیم ولی همیشه می گن جوری زندگی کن که بدبختی صداتو نشنوه. شاید انقدر صدای خنده های ما بلند بود که غول بدبدختی صدامونو شنید . قلبم مثل آتشکده ای متروک سرد و بی روح شده چرا وقت خوشبختی ما هم تمام شد منم مثل تو نفهمیدم.

انگاری خواب زده شدیم آدمهای بی احساسی شدیم که برای عشق هیچ اولویتی قائل نیستند .شدیم اسیر ذهن یا بهتر بگم شیفته و فریفته  زندگی .عشق ورزیدن شهامت می خواد  که همه ندارند.

چند سال از خاطره تلخ مشترکمون می گذره شاید بهتر باشه به بدبختی بی هم بودن خاتمه بدیم و دوباره مثل گذشته یک روح بشیم در دو بدن...

خیلی وقتا آدما تو زندگیشون کاری می کنن که بعد از انجامش پشیمون می شن...

گفتی می خوای بری، به کجا؟؟؟؟ رفتن دل می خواد داری؟؟؟؟گفتی که دیگه اینجا نمیای ولی امیدوارم که بیای.ایندفعه اگه خواستی جواب بدی ایمیلتو واسم بذار یا به ایمیلم جواب بده.

به همه سلام برسون...

من اونقدرها هم که  دیگران در موردم فکر می کنن بی احساس نیستم .بازم میگم یا علی مددی...

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/11/07ساعت 4:53 PM توسط آوا |


به نام نوازنده تار شکسته دل
سلام یاران
عاشقی دردی است که بی آن نه من و نه تو و نه هیچ انسانی که قلبی در سینه داشته باشد یارای گذر دوران زندگانی نیست. دردی است که زیبایی اش را چه آسان می توان در نگاه عاشق دید و نوای امید بخشش را در تپش قلب او شنید.
عاشقی زیباست همچون لحظه دیدار .عاشقی زییاست......


بخش اصلی سایت


HOME

E-Mail
BAHAR20


آرشیو مطالب

مرداد 1388

خرداد 1388

اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
اردیبهشت 1387
آبان 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384


لینک دوستان

روی قلب وحید<<حرف دل>>
بروبچ باحال
برگه های سپید
تحفه درويش
قلب شکسته
eYesHoT
نوت بوک مجانی می خواهی؟
واگویه ها
روز بارانی
عشق و نفرت
خيلي باحال
نوشته هاي من
عشق ممنوع
کلبه اي به اندازه ما دو تن
آسمان بي ستاره
عشق و شعر
کلبه عشق
فقط قناري نه چيز ديگه
آواي مهر
ماه شب شعر من
سلامم را تو پاسخگوی
اين بار تولد کي...؟
سایه ماه
گیلانه
طـــراح قـــالــب
*احساسی ترین نوشته ها*
کد نوحه برای وبلاگ
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
free cod music Weblog
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های فوق جدید بلاگفا


فالنامه

FreeCod Fall Hafez