تبليغاتX
آوای دل
آوای دل
عشق بافتن جامه ای است که تار و پودش رشته هایی از قلب ماست...
بلای جان


 

همچو نسيم ازين چمن پاي برون كشيده ام
شمع طرب زبخت ما آتش خانه سوز شد
 گشت بلاي جان من عشق به جان خريده ام
 حاصل دور زندگي صحبت آشنا بود
 تا تو زمن بريده اي من ز جهان بريده ام
تا به كنار من بدي بود به جا
 قرار دل رفتي و رفت راحت از خاطر آرميده ام
 چون به بهار سر كند لاله ز خاك من برون
 اي گل تازه ياد كن از دل داغديده ام
تا تو مراد من دهي كشته مرا فراق تو
 تا تو به داد من رسي من به خدا رسيده ام

|+| نوشته شده توسط آوا در پنجشنبه 1385/06/02 ساعت 10:15 AM |