تبليغاتX
آوای دل
آوای دل
عشق بافتن جامه ای است که تار و پودش رشته هایی از قلب ماست...
فزت و رب الکعبه

 

اما مولا لباس احرام به تن میکند و قدم در راه حج میگذاردحج خونینی که

 سرنوشت مولا را رقم میزند که ز کعبه تولد و زمحراب شهید گردد ناگهان

 لباس احرام خورشید رنگ خون میابد و زمین وزمان بهم میریزد واشک ماتم

 وفراق یار است.قلب رمضان شکافته شده و خون است که بر زمین

 میچکد.منادی بین زمین وآسمان ندا بر میاورد:به خدا قسم اساس هدایت

 وروشنگری را ویران کردند،و....چشمه های نور وپرهیزکاری را بستندو فقط

 صدای مولا بود که در پهنه ی جهان طنین انداخت:فزت و رب الکعبه

ای عجب سرور دین شاد شد از آین ضربه

شادمان گفت همی فزت ورب الکعبه

اما چه شمشیری بود که فرق امیر رمضان را شکافت و قدرت فرود آمدن بر

 آن را داشت؟

به فرقت کی اثر میکرد شمشیر؟! گمانم ابن ملجم هم یا علی گفت!!!

|+| نوشته شده توسط آوا در یکشنبه 1385/07/23 ساعت 12:16 PM |